۱۳ آذر ۱۳۹۶
|
«دخیل عشق» باورپذیر بود
«دخیل عشق» باورپذیر بود
«دخیل عشق» از آن دست داستان‌هایی است که زندگی افرادی را بازگو می‌کند که پا در راه اعتقادات خود گذاشته و دچار مشکل شده‌اند و بسیار باورپذیر است.
آسیه نیک‌صفات، برگزیدۀ مسابقۀ کتاب و زندگی با محوریت کتاب «دخیل عشق»، در گفت‌وگو با خبرنگار مجمع ناشران انقلاب اسلامی با اشاره به این کتاب عنوان کرد: دوست داشتم کتاب را به دیگران نیز ارائه دهم که از مطالعۀ آن لذت ببرند. داستان دربارۀ واقعیت تلخی در جامعۀ ما و زندگی جانبازان بود که تاکنون مستندی در این باره ندیده و کتابی مطالعه نکرده بودم. وی با بیان اینکه از مطالعۀ کتاب شگفت‌زده شدم،‌ افزود: کتاب برایم باورپذیر بود؛ ولی تلخی این رویداد هنوز هم در وجودم باقی است و فضای زندگی حوریه نیز روی من تأثیر بسیاری گذاشت. احساس می‌کنم حوریه به‌عنوان بانوی نقش اول این داستان،‌ بسیار نوع‌دوست و دلسوز بود. برگزیدۀ مسابقه کتاب و زندگی گفت: فضاسازی داستان بسیار عالی و ملموس بود و مخاطب را با خود به عمق داستان می‌برد؛ به‌طوری‌که می‌توانستم حضور خود را در رویدادهای داستان احساس کنم. از سویی داستان بسیار باورپذیر بود. رابطه‌های علت و معلولی بدون هیچ گونه مشکلی مطرح شده بودند. وی اظهار کرد: طرح داستان دخیل عشق جالب بود و نقصی نداشت. کسی که چنین مسیری را می‌پذیرد و انتخاب می‌کند، گویی ساخته شده است که چنین زندگی را بگذراند و باری این چنین را بر دوش بکشد. نیک‌صفات ادامه داد: این کتاب دو قشر مخاطب دارد؛ یک بخش افراد مذهبی مانند کسانی که در آسایشگاه بودند و شخصیت اصلی داستان، و قشر دیگر افراد خاکستری هستند که با خواندن داستان تحت تأثیر قرار می‌گیرند و تعریف فکری آنها درباره چنین زندگی‌هایی شکل می‌گیرد. احساس می‌کنم موضوع این داستان روی گروه اول تأثیر خوبی داشت؛ چرا که چنین افرادی را خوب می‌شناسند و می‌دانند چنین انسان‌هایی بر اساس باور و اعتقاد خود به جنگ رفته و دچار این مشکلات شده‌اند. وی همچنین یادآور شد: معمولاً حداقل دو تا سه صفحه در روز مطالعه می‌کنم و در طول ماه، به‌طور متوسط کتاب صدصفحه‌ای را می‌خوانم. دخیل عشق را در مدت سه روز مطالعه کردم. نقطۀ عطف این کتاب تحلیل‌های جالبش بود. نیک‌صفات در این باره توضیح داد: در ابتدای مطالعه، متوجه رابطۀ رضا و حوریه شدم که برای من عجیب بود؛ درحالی‌که وقتی وارد زندگی رضا شدم و آن را مطالعه کردم، متوجه شدم که وی در همان مسیری که دوست داشت زندگی کرده است‌ و در نهایت به خواسته خود رسید که این حس به‌خوبی به مخاطب منتقل شد. وی از تعلیقی که در پایان داستان وجود داشت و به موضوع اغمای حوریه مربوط می‌شد یاد کرد و گفت: این تعلیق مخاطب را به این حس وامی‌دارد که پایان داستان را حدس بزند و تصور کند کدام اتفاق ممکن است بهتر باشد. من با شخصیت حوریه ارتباط خوبی برقرار کردم. طراحی جلد، جالب و قوی و مرتبط با شغل حوریه بود. همچنین بحث توسلات این بانو به امام‌رضا(ع) و نگارش کتاب بر اساس توسل، موضوع دیگری بود که با داشتن این پس‌زمینه فکری، برایم باورپذیر بود.